X
تبلیغات
رایتل
هدیه های خلاقانه ...
جمعه 16 اردیبهشت 1390

یکی از فواید بارداری اینه که آدم نزد دیگران خیلی عزیز می شه و همه قربون صدقه می رن و حسابی تحویل می گیرند ... خیلی اینو دوست دارم ...


همچنان احساسات ضد و نقیضم نسبت به بچه داشتن ادامه داره ... وقتی درصحت و سلامتم می گم نه نمی خواستم و وقتی یک روز کارهای ناجور که برای سلامتی بچه بده انجام می دم بعدش به توبه می افتم و می گم نه انشااله طوری نشه ... من بچه رو می خوام ...


سعی می کنم ... خیلی چیزها رو سعی می کنم ... و سعی می کنم انسان بهتری بشم ... برام جالبه که اینهمه سال خودمو نشناخته بودم ... و تازه دارم خودمو می شناسم ... انگار این سالها خواب بودم ... عیبهامو نمی دونستم ... معلمی خیلی کمکم کرد ... مثل آینه ای است که خودمو توش می بینم با همه حسن ها و عیب ها ... 


امروز دوباره شاگردهام کلی منو شرمنده کردند ... روز معلم رو حسابی تحویلم گرفتند و البته حسابی ازم باج هم گرفتند ... بابت امتحان آخر ترمشون یک نفر به نمایندگی بقیه بلند شد و ازم خواست تا ۴ تا غلط رو ببخشم و منم  قبول کردم !!!! ...

یه چیز جالب برام هدیه شاگردان پسرم بود  ... دخترها همیشه خیلی فرمالیته هدیه می دن ... توش هیچ خلاقیتی نیست ... اما پسرها اینچنین نیستند ... همیشه چیزهای عجیب و غریب بهم دادند ... به عنوان نمونه به خاطر اختلاف جنسیت و شاید بلوغی که الان نزدیکشن هدیه های خاص بهم می دن که من اصلا نمی تونم اینها رو نشون هیچ بنی بشری بدم ... به خصوص شوهرم ... لباس های خاص زنانه و بدن نما منظورمه ... یکی دیگرشون هم برای بچه ام هدیه شلوار اورد ... این اولین هدیه ای است که به بچه ام داده شده ... یک حس عجیبی بهم دست داد وقتی کادوشو باز کردم ... کلی آخی آخی کردم ... این هدیه باز یک قدم منو به باور اینکه دارم بچه دار می شم نزدیکم کرد ...