بالاخره اگر خدا بخواد فردا می ریم قولنامه خونه رو ببندیم. یعنی ممکنه؟ این خونه عوض کردن ما یک طلسم شده. یعنی ممکنه ؟ حالا معلوم خواهد شد. منم باید باشم. شاید این اولین باری باشه که بابام چیزی رو به نامم می کنه. حس جالبیه!
یکبار از جایی شنیدم که مهمترین ارتباطی که یک زن می تونه داشته باشد ... والاترینش ... حتی والاتر از ارتباطش با خدا و بچه اش و ... ارتباطش با خودش هست یعنی با جسم خودش بیشتر. این حرف رو نادیده گرفتم اما الان بهش می رسم. توضیحات بیشتر رو نمی نویسم چون ممکنه متاسفانه سوتعبیر بشه.
دیگه اینا ... کمی بهترم خوشبخانه ... چقدر خوبه که آدم زمین بخوره و یواش یواش دوباره خودش رو جمع کنه و بلند بشه. این بلند شدن یک حس خاصی داره. الان تو این مرحله ام. احساس سبکبالی می کنم. از اینکه دارم به نتایجی می رسم خوشحالم!