جریمه- قولنامه

من و مادرم هر کدوم ۵۰ تومن جریمه بدحجابی شدیم. ماشین هم یکماه ضبط خواهد شد. بالاخره این چتری های من کار دستم داد. خلاصه ... بابام هم که عادت داره تا یک چیزی می شه وکیل می گیره و چند برابر اون پول جریمه رو می ده وکیل ...

قولنامه امروز انجام نشد ولی بزودی ... کلی رفتیم خونه فروشنده مهمونی . شیرینی هم خریده بودیم اما دیگه تو نبردیم (برده بودیم اگر قولنامه بشه تعارف کنیم) دیگه اینه که برگردوندیم خونه. عوضش کلی با فروشنده ها رفیق شدیم. نمی دونم خیر باشه این خرید و فروش ...

دیگه خدا کنه یکسال آینده زودتر سپری بشه. هم تکلیف من تو زندگیم مشخص بشه و هم رئیسم تغییر کنه. واقعا هر روزش داره بدتر از دیروزش می شه. آدمهایی که خیلی درس می خونند و خیلی گرفتارند همیشه اینطوری می شند. فکرشون عجیب و غریب می شه و یکهو می بینی یک تاریخ خیلی تابلو رو نمی تونند به خاطر بسپارند. خیلی دارم از دست این فراموشیش و عدم قاطعیتش تو کارهاش اذیت می شم. زودتر انتخابات بیاد ببینم کی رئیس خواهد شد؟!!!

دیگه همین خیلی ساکت شدم. خیلی زیاد ... متفکرم. خیلی زیاد ...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد