آه ...

تمام مدت امروز رو آه کشیدم. همش آه ... آه ... آه گوشیم ... کجاست الان؟ نمی دونم چرا اینقدر بی خودی بهش وابسته بودم. نمی دونم منکه نمی تونم از خیر یک گوشی به این آسونی بگذرم چطور می تونم کل این دنیا رو بگذارم و برم!!! واقعا برام سواله ... ؟!!! 

 ولی جدا دلم برای گوشیم خیلی تنگ شده ... عصر رفتم جلوی ویترین مغازه ها و هی نگاهش می کردم و هی در دلم به اون دزد نامرد که با اون حالت ... اش می گفت اشتباه گرفتید ... و به درخواستها و التماسهام توجه نکرد لعنت می فرستادم. چرا به خاطر چندر غاز ملت اینقدر پست شدند؟ مگه چند ازش می خرن که نمیخواد پس بده . خیلی برام دردناکه ...  بدینوسیله همه دوستانم رو هم گم کردم. شماره هیچکدوم رو جایی ننوشته بودم و همه اون تو بودند. حالا باید صبر کنم تا بهم زنگ بزنند وگرنه هیچی ...

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد