برادرم دوستی داره که همسن منه ... و این آقا در سن بیست سالگی ازدواج نمودند و الان یک پسر هشت ساله داره ... خانمش هم خیلی از من کوچکتره ... فوق لیسانس معماریش رو همینجا گرفته و الان دکتراش رو دانشگاه میلان قبول شده ... خلاصه این دوست داداش ما کلی روشنفکره و به خانمش گفت پاشو برو درستو بخون و برگرد - بچه هم با من و اصلا نگرانمون نباش ... دیروز هم خانمش تنهایی رفت ایتالیا ... خلاصه کلی کف نمودم که کاش ما هم چنین آدمی نصیبمون بشه که مانع پیشرفتمون نباشه هیچ تازه کلی مشوق و همراهمون باشه ...

ولی خوب واقعا رها کردن بچه و شوهر سخته ... نمی دونم آیا من بودم می تونستم این کار رو بکنم؟

 

این میتوی (طوطی) ما هم پیر شده و بر میزان غرزدنهاش افزوده ... روزی نمی دونم چند هزار بار نق می زنه ... دستشویی هم شده خونه اش ... دوست داره حتما اونجا بخوابه ... خلاصه اخلاقهای عجیب و غریبی داره و هر چند ماه یکبار مودش تغییر پیدا می کنه ... مثلا پارسال میز اتو شده بود خونه اش ... هر جا می گذاشتیمش راه می افتاد و کل مسیر خونه رو طی می کرد و خودش رو هر جور بود به میز اتو می رسوند و پایه اش رو می گرفت می رفت بالاش می نشست ... الان دیگه این عادت رو ترک کرده ... عصرها که می آم خونه از دستشویی می آرمش بیرون و خلاصه کلی خوشحال می شه که من اومدم و حالا حسابی لوسش می کنم ... راه می افته دنبالم ... هر جا می رم تاتی تاتی کنان و البته نفس زنان و البته به سرعت تمام دنبالم می آد (درست مثل یک سگ) تا اینکه بلندش کنم بگذارمش رو دوشم و در خوراکیهای که می خورم سهیمش کنم ... و البته کارهای خلاف هم بکنه ... خلاصه اینهم جریان ما با میتو ....  ادامه داره ....

نظرات 2 + ارسال نظر
دلارام یکشنبه 21 بهمن 1386 ساعت 08:43 ب.ظ

سلام

چه این میتو با مزه هست و چه شیرین کار... خیلی دلم میخواد بدونم چه مدلی حرف میزنه! اصلا بلده حرف بزنه یا نه؟ صداش چه جوریه ... چه عادتای جالبی داره ها..... این طوطی شما مگه نمیتونه پرواز کنه که قدم به قدم راه میره ؟ ولی خودمونیم خیلی خرابش کردی که این همه شکمو هست!!! فکر میکنم فقط تو تو خونه نازشو زیاد میکشی...

چه قدر جالبه که ای آقا این کارو کرده معمولا از مردا همچین کارایی بعیده که بخوان بچه نگه دارن که خانومشون بره یه کشوره دیگه درس بخونه... البته اگه واقع بین باشن درستش هم همینه چون پیشرفت همسر عینه پیشرفت خود آدم هست... مردای خونواده ما هم اکثرشون همین مدلین!

راستی یه سوال دارم (البته فضولی هست!) که چند سالته؟ البته میدونم این سوال رو نباید از خانوما پرسید ولی خب خیلی مشتاق شدم که بدونم... من خودم ۲۴ هستم.

خیلی خوش بگذره

فروردینی دوشنبه 22 بهمن 1386 ساعت 05:19 ق.ظ http://farvardiny.blogsky.com

سلام طوطی بانوی عزیز
واقعا چنین مردانی خیلی نادرن ولی مطمئنا کامل نیستن. اینجا خانمی رو می‌شناسم که نزدیک چهل سالگی با اصرار همسرش دوتا بچه‌ش رو رها کرد دست همسر و پرستار بچه و رفت آمریکا برای تحصیل و الان که بیشتر از ۵۰ سال داره چند سالیه که دکتر دندان پزشک شده. الان همسرش طلاقش داده!
تازه فهمیدیم که چه ارتباط خوبی بینشون داشتن! اونقدر که خانم خیلی از آقا حساب می‌برد و درواقع خیلی می‌ترسید.
همه که مثل هم و کامل نیستند! امیدوارم دوست برادر شما بهتر از اینها باشن.
میتو هم تنهاست. با این توصیفهات من به حس می‌کنم چقدر تنهاست! نمی‌شه براش جفت بیاری؟ به هر حال رسوندن دو پرنده به هم خیلی آسونتر از رسیدن دو انسان به همه!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد